تبلیغات
★Shining Stars★
 
 
 

R. L. Stine

نویسنده : Shaghayegh | تاریخ : 12:49 ب.ظ - پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392

سلام به همگی...

من میخوام یه رمان از آر ال استاین رو توی وب بذارم...

اسماشون و خلاصه هاشون رو میذارم...

اونی که به نظرتون بهتره توی نظر سنجی انتخاب کنید...

هر کدوم که بیشتر رای بیاره رو اول میذارم...

رای ها 20 تا که شد دیگه میذارم...

اینو هم بگم که همشون کتاب های ترسناکن...

خیلی هم قشنگن...

 

 

برید به ادامه ی مطلب...

 


 

کمد شماره ی 13

 

لوک پسری 13 ساله و بسیار خرافاتی است.او در آغاز سال تحصیلی یک پیراهن درب

وداغون که به قول خودش برایش شانس می آورد را می پوشد! او هر کاری می کند تا

شانس بیاورد اما در همان ابتدا بین آن همه کمد،کمد شماره ی13 نصیب او می شود. اما در

این بین هنا دوست نزدیک لوک از شانس بسیار خوبی برخوردار است. مثلا: نزدیکترین

کمد به سالن غذاخوری نصیب او می شود و یا مثلا: شانسی در یک جشنواره شرکت کرده

و برنده می شود. مدتی می گذرد اما شانس به سوی لوک نمی آید تا اینکه یک روز

درکمدش یک اسکلت پلاستیکی با چشمانی قرمز پیدا می کند و آن را در جیبش می گذارد و

در همان روز استرچ قلدر مدرسه را شکست داده،در بسکتبال بهترین بازی را ارائه داده و

در کل شانس زیادی به دست می آورد. اما او متوجه تغییری در هنا، دوستش شد. او دیگر

مثل سابق از شانس زیادی برخوردار نبود بلکه پشت سرهم بدشانسی می آورد. روزهای

بعد نیز بدشانسی های هنا ادامه داشت تا اینکه یک روز از لوک پرسید که آیا یک اسکلت

پلاستیکی کوچکی دیده یا نه؟ لوک با اینکه برای هنا متاسف بود گفت که آن را ندیده اما با

خود عهد بست که پس از چند روز آن را به هنا پس دهد...

 

 

فراموشم مکن

 

دانیل یک دختر 15 ساله است که همراه برادر کوچکتر خود،پیتر و پدر و مادرشان به یک

خانه ی قدیمی اسباب کشی میکنند.دانیل برادرش را دوست دارد، اما از دست شوخی هایش

عصبانی میشود. البته کمی هم حسودی اش میشود چون همه حتی دوست نزدیکش آدی فکر

میکنند که پیتر پسری بانمک و جالب است. دانیل برای تولدش به شوخی آرزو میکند که

تنها فرزند خانواده باشد اما نمی داند که در آینده ای نه چندان دور همچین اتفاقی می افتد!

خلاصه دانیل در حالی که داشت خونه رو به آدی نشون میداد دید که در زیرزمین بازه.

رفت تا اونو ببنده که یهو صدای آهی شنید و پس از آن صدایی مانند زمزمه: پیتر...پیتر ما

منتظریم!


 

 

 

به اردوگاه وحشت خوش آمدید

 

غذاهایش بد است،مربیانش کمی عجیب هستند و مدیر اردوگاه عجیب تر از همه...

ولی بیلی فکر می کند مشکلی نخواهد داشت...

اما دوستانش یکی یکی شروع به ناپدید شدن می کنند...

اینجا چه خبر است؟چرا پدر و مادرش جواب نامه هایش را نمی دهند؟

اردوگاه ماه شب به اردوگاه وحشت تبدیل شده است و شاید بیلی نفر بعدی باشد...

 

 

 



برچسب ها : آر ال استاین , کمد شماره ی 13 , فراموشم مکن , اردوگاه وحشت , رمان , رمان نوجوان ,
دسته بندی : داستان (story) ,
 

آخرین مطالب

» Big Hero 6 Wallpapers ( شنبه 15 فروردین 1394 )
» Ratatouille - Camille - Le Festin ( شنبه 13 دی 1393 )
» Request ( شنبه 13 دی 1393 )
» Jackson Overland Frost ( شنبه 13 دی 1393 )
» Pixie Hollow Games ( شنبه 13 دی 1393 )
» Wreck It Ralph ( چهارشنبه 29 مرداد 1393 )
» Toy Story 3 Wallpapers ( جمعه 17 مرداد 1393 )
» Rise Of The Guardians-Gifs ( سه شنبه 3 تیر 1393 )
» Rise Of The Guardians Wallpapers ( دوشنبه 2 تیر 1393 )
» Shrek ( پنجشنبه 22 خرداد 1393 )
» Frozen Let It Go Korean Version-Sistar Hyorin ( دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 )
» Frozen Let It Go-Demi Lovato ( جمعه 11 بهمن 1392 )
» عکس هایی از کارتون Frozen ( جمعه 11 بهمن 1392 )
» Mr. Peabody & Sherman-DreamWorks ( دوشنبه 16 دی 1392 )
» اورورا و یاسمین (جاسمین) و راپونزل ( دوشنبه 16 دی 1392 )